ايميل رمز عبور
عضويت

اميد

دو سرباز مجروح در بيمارستاني در يک اتاق بستري بودند. سرباز اول بدليل صدمات جسمي شديد قدرت تحرک نداشت.... سرباز دوم هر روز مقابل پنجره مي ايستاد و منظره مقابلش را با زيبايي زايدالوصفي براي سرباز اول بازگو مي کرد او از درياچه قشنگي که پرندگان و قوهاي زيبا در آن شــنا مي کردند و همچنين کودکان بازيگوشي که در فضاي سبز پارک به بازي مشغول بودند براي هم رزمش تعريف مي کرد. روزها و هفته ها به همين منوال سپري شد تا آنکه يکروز پرستاز که براي نظافت و استخدام بيماران وارد اتاق مي شود در نهايت شگفتي با جسد بيجان سرباز مجاور پنجره روبرو مي شود که بدليل شدت جراحات در رختخواب جان سپرده است . بعد از گذشت چند روز سرباز اول از پرستار درخواست مي کند که تخت خوابش با تخت خواب هم رزمش تعويض شود تا خودش بتواند شاهد تماشاي آن مناظري باشد که دوستش برايش تعريف مي کرد. پرستار با تعجب اين کار را انجام داده و اتاق را ترک مي کند.
سرباز سعي مي کند به سختي وزن خودش را به روي آرنج هايش بيندازد تا بتواند به دنياي بيرون از اتاق بيمارستان سرک بکشد. هنگاميکه سرش را بلند مي کند با کمال تعجب در مقابل پنجره با يک ديوار بلند روبرو مي شود . سرباز فوراً پرستار را صدا زده و از او سراغ پنجره اي را مي گيرد که دوستش برايش تعريف مي کرد.
پرستار در جواب مي گوبد که هم اتاقي تو از ناحيه هر دو چشم مجروح شده بود و هيچ گونه قدرت بينايي نداشت، او حتي نمي توانست که ديوار مقابلش را ببيند . شايد او قصد داشته با اين تعاريف اعتماد به نفس و اميد به زندگي را در تو تقويت کند.

نتيجه گيري:

رهبران بزرگ و مديران موفق در بدترين شرايط نيز به همکاران خود اميد مي بخشند. هميشه بياد داشته باشيد که با بحرانهاي سازماني، امنيت شغلي يا اميد به آينده همکارانتان به خطر نيفتد. در اين شرايط تنها به آنها تفهيم نمائيد که به کمکشان بيشتر نياز داريد.


اطلاعات تماس : تلفن : 11-66550410-021      ايميل : info@frsaba.com      پيام كوتاه : 09124339601

FRSABA.COM