ايميل رمز عبور
عضويت

سيستم مديريت کيفيت (ISO9001)


International Organization for Standardization

سازمان بين المللي استاندارد ISO
سازمان غير انتفاعي ، مقر آن در ژنو سوئيس
وظيفه آن تبادل نظر، توسعه و صدور استانداردهاي جهاني
در برگيرنده بيش از 100 کشور عضو و نماينده
بيش از 200 کميته فني (TC)

استانداردهاي سري ISO9000:
ايزو9000 مباني سيستم مديريت کيفيت را تشريح و اصطلاحات مورد استفاده را بيان مي کند

ايزو9001 نيازمنديهاي يک سيستم مديريت کيفيت را بيان مي کند:
هرگاه سازمان بخواهد توانائي خود براي ارائه مستمرمحصولات ، طبق نيازمنديهاي مشتري و الزامات قانوني را نشان داده و درنظر دارد ميزان رضايت مشتري را افزايش دهد مي تواند از اين استاندارد استفاده نمايد.
ايزو9004 رهنمود هايي را ارائه مي دهد که هم اثربخشي و هم کارآيي سيستم مديريت کيفيت در نظر گرفته شود .
هدف اين استاندارد بهبود عملکرد سازمان ، رضايت مشتريان و ساير طرفهاي ذينفع است .

ايزو 19011 رهنمودهايي را براي مميزي سيستم هاي مديريت کيفيت و مديريت زيست محيطي ارائه مي دهد .


ويژگي ها
ايجاد تفکر سيستمي در سازمان
القاء نگرش فرايندي بجاي مقصر قلمداد کردن افراد
مبتني بر عقايد دکتر دمينگ بر اساس چرخه PDCA

شرحي بر خطوط راهنماي انتخاب مشاورين سيستم مديريت کيفيت و استفاده از خدمات آنان ( ISO10019 )

1- مقدمه
تصميم پياده سازي يک سيستم مديريت کيفيت (QMS ) ممکن است اولين تماس واقعي يک سازمان با دنياي ايزو9000 باشد که در اين مسير ممکن است از خدمات مشاور برون سازماني نيز استفاده گردد.
خانواده ايزو 9000 خطوط راهنمايي براي انتخاب درست مشاور سيستم مديريت کيفيت و بهترين استفاده ازخدمات وي را منتشر نموده است.هنگامي که يک سازمان تصميم مي گيرد از خدمات مشاور برون سازماني براي پياده سازي يک سيستم مديريت کيفيت استفاده نمايد، پرسش هاي متداولي مانند موارد ذيل مطرح مي گردد:
• چگونه مي توان يک مشاور خوب را يافت؟ و چگونه مي توان مشاوري ذيصلاح را از ديگران تشخيص داد؟
• چگونه بايد قراردادي با مشاور منعقد نمود تا از ايجاد شرايط ناخواسته و ناخوشايند که ممکن است طي همکاري رخ دهد جلوگيري نمود؟
• فرايند تحقق سيستم مديريت کيفيت چيست و شرح وظايف مشاور در اين رابطه کدام است ؟
به منظور پاسخ به اين پرسش ها و ديگر پرسش هاي مشابه، کميته فرعي SC3 وابسته به کميته فني 176 ايزو که مسئول تدوين استانداردهاي ايزو9000 است، خطوط راهنمايي را با شماره ايزو 10019 در فوريه 2005 و تحت عنوان خطوط \\\\\"راهنما براي انتخاب مشاورين سيستم مديريت کيفيت و استفاده از خدمات آنان\\\\\"، برمبناي استاندارد ايتاليايي UNI 1836 منتشر نموده است.

2- چگونه مي توان مشاور ذيصلاح را از ديگران تشخيص داد؟
هدف ايزو 10019 تامين اطلاعات مفيد وعملي براي سازمان ها به ويژه سازمان هاي کوچک و متوسط است ،هنگامي که مي خواهند يک سيستم مديريت کيفيت را پياده سازي نمايند . براي برخي سازمان ها اين موضوع، اولين تماس آن ها با دنياي ايزو9000 است که پيروي آن ممکن است اطلاعات کافي براي اتخاذ بهترين تصميم به منظور انتخاب مشاور ذيصلاح،تنظيم قراردادي بي نقص،استفاده موثر از خدمات مشاور را در اختيار نداشته باشند.

3- راهنمايي براي همه مراحل
ايزو 10019 در برگيرنده خطوط راهنما براي تمام مراحل انتخاب يک مشاور ذيصلاح، درخواست و ارجاع کار به وي وتنظيم و انعقاد قرارداد به منظور پياده سازي سيستم مديريت کيفيت است.از ميان ملاحظات سودمند خدمات مشاوره که در بند 5-3 اين استاندارد مطرح شده است مي توان به موارد مهم ذيل اشاره نمود:
• حتي اگر سيستم مديريت کيفيت به خاطر الزامات بازاريابي يا قراردادي، استقرار يابد اين يک فرصت براي استفاده از اين سيستم تحقق يافته به عنوان يک ابزار مديريتي کارآمد و اثربخش مي باشد.
• سيستم مديريت کيفيت از پتانسيل لازم بعنوان پايه اي براي بهبود مستمر عملکرد سازمان برخوردار است.
• موفقيت سيستم مديريت کيفيت قويا به مشارکت و تعهد مديريت ارشد ونه به مشاور بستگي دارد.
• کارکنان از تمام سطوح بايدبه منظور يکي شدن سيستم مديريت کيفيت با عمليات کلي سازمان مشارکت نمايند.
• مشاور بايد داراي اختيار براي تعامل با کارکنان در تمام سطوح سازمان به منظور آشنايي بيشتر با فرايندهاي آن باشد.
• سيستم نبايد گردش کار و مستندسازي غيرضروري ايجاد نمايد.
• خدمات مشاوره بايد با فرهنگ سازمان، صلاحيت کارکنان آن، فرايندها و يا مستندات موجود سازگار باشد.
به عبارت ديگر اگر مدير يت ارشد يک سازمان اصول مطرح شده را کاملاً درک نموده و به آنها قوياً معتقد باشد آن وقت قادر خواهد بود تا يک مشاور ذيصلاح سيستم مديريت کيفيت را از بين مشاوران در دسترس انتخاب نمايد. سازمان ها مي توانند از ايزو10019 به عنوان يک خطوط راهنما، نه تنها براي انتخاب يک مشاور ذيصلاح سيستم مديريت کيفيت بلکه براي انعقاد يک قرارداد خوب به منظور استفاده از خدمات کارآمد و اثربخش مشاور استفاده نمايند.
با مطالعه اين خطوط راهنما رويکرد عمومي سازمان بايد نسبت به اين که انتخاب مشاور تنها بر مبناي پايين ترين قيمت صورت گرفته و گواهينامه ايزو9001 فقط به عنوان يک نشان تلقي گردد، تغيير يابد. در عوض انتخاب مشاور بايد برمبناي توانايي وي در کمک به سازمان به منظور پياده سازي يک سيستم مديريت کيفيت ارزش افزا و اثربخش براي سازمان باشد.
اين حالت مشابه زماني است که سازمان تصميم دارد يک ماشين ، کارخانه و يا سيستم سخت افزاري جديد را به منظور بهبود بهره وري خريداري نمايد، دراين حالت سازمان از بين چند گزينه خوب يکي را که مطمئن است قيمت و عملکرد موثر دارد انتخاب مي نمايد.

4- مفاد استاندارد
ايزو10019 بعد از مقدمه، دامنه ي کاربرد و مراجع مرتبط، دو موضوع مهم را مطرح مي نمايد:
الف) انتخاب مشاور سيستم مديريت کيفيت و تعريف شاخص هايي براي فرايند انتخاب و قضاوت در مورد صلاحيت وي و اينکه مشاور چگونه بايد نشان دهد که صلاحيت و ملاحظات اخلاقي خود را نگهداري نموده و بهبود مي دهد.
ب) استفاده از خدمات مشاور سيستم مديريت کيفيت و تعريف اين که آنها چه کساني هستندو چگونه بايد با آنها قرارداد منعقد نمود.
5- انتخاب يک مشاور ذيصلاح
مطابق الزامات اين خطوط راهنما يک مشاور ذيصلاح بايد داراي شرايط زير باشد:
• بااخلاق،
• باهوش،
• بااستعداد،
• قاطع،
• داراي روابط عمومي،
• باتجربه،
• اقتصاد گرا،
• تسهيل کننده.
همچنين مشاور بايد آشنايي کامل با استانداردهاي مرتبط و فرايند صدور گواهينامه داشته و در اصول مديريت کيفيت، روش شناسي و فنون مرتبط مهارت داشته باشد.علاوه بر اين مشاور سيستم مديريت کيفيت بايد آشنايي کافي با نيازمندي هاي قانوني و مقررات مرتبط با فعاليت هاي سازمان داشته و ازمحصولات، فرايندها و انتظارات مشتريان سازمان قبل از شروع خدمات مشاوره شناخت کافي داشته باشد.
مشاور بايد درک لازم از عوامل کليدي مرتبط با نحوه ي کارکرد محصولات سازمان را داشته باشد. همچنين صلاحيت در تجارب مديريتي مشاور براي اين که درک نمايد، سيستم مديريت کيفيت چگونه با سيستم کلي مديريت حاکم بر سازمان همسان گرديده و در تعامل قرارگيرد، خيلي مهم است.
يکي از عوامل مهم در انتخاب مشاور سيستم مديريت کيفيت توانايي به کارگيري دانش و مهارت هاي خود در موقعيت هاي واقعي است. بنابراين مشاور بايد داراي تجارب مرتبط مديريتي، حرفه اي يا فني در خدمات مشاوره باشد تا بتواند با تمام افراد ذيربط ارتباط برقرار نمايد.براساس ايزو 10019 نقش مشاور سيستم مديريت کيفيت حين تحقق سيستم مديريت کيفيت شامل اقداماتي به شرح زير مي باشد:
الف) تشريح مفاهيم مديريت کيفيت به ويژه مفاهيمي که به درک و سازگاري اصول مديريت کيفيت مي پردازد.
ب) حصول اطمينان از اين که طراحي و پياده سازي سيستم مديريت کيفيت با فرهنگ سازماني و محيط تجاري مخصوص سازمان متناسب است.
پ)درگير نمودن تمام سطوح سازماني تاثيرگذار در تحقق سيستم مديريت کيفيت، توصيه و حمايت سازمان به شناسايي فرايندهاي مقتضي و مورد نياز سيستم مديريت کيفيت، تعريف توالي و تعامل فرايندها و کمک به سازمان در شناسايي مستندسازي ضروري به منظور حصول اطمينان از طرحريزي موثر آن و نظارت و کنترل بر فرايندهاي سازمان،
ت) حصول اطمينان از اينکه کليه فرايندها شناسايي شده اند و اثربخشي وکارايي آنها به منظور ترغيب سازمان براي يافتن فرصت هاي بهبود اندازه گيري مي شوند و کمک به ترويج رويکرد فرايندي و بهبود مستمر سيستم مديريت کيفيت در سازمان،
ث ) کمک به شناسايي نيازهاي آموزشي به منظور توانمندسازي سازمان در نگهداري سيستم مديريت کيفيت،
ج) در موارد مقتضي، کمک به سازمان در شناسايي ارتباطات بين سيستم مديريت کيفيت و هر نوع سيستم مديريت مرتبط (نظيرسيستم هاي زيست محيطي، بهداشت و ايمني شغلي) و تسهيل يکپارچگي بين چنين سيستم هايي.

6- ملاحظات اخلاقي
ايزو10019 تا آنجايي که به ملاحظات اخلاقي مرتبط هستند اهميت اين ملاحظات را براي مشاور سيستم مديريت کيفيت به منظور جلوگيري يا بيان هرگونه تضاد منافع مشخص مي نمايد . مواردي نظير رازداري از اطلاعات بدست آمده از مشتري، جلوگيري از ايجاد وابستگي غيرضروري به خدمات مشاوره، عدم ارايه ي خدماتي که مشاور صلاحيت لازم در آن موارد را ندارد، حفظ استقلال از گواهي دهنده و بي طرفي در انتخاب سازمان گواهي دهنده.
اين خطوط راهنما مکرر تاکيد مي نمايد که مشاور بايد تخمين واقعي از هزينه ي خدمات مشاوره ي قابل ارايه داشته باشد و سازمان بايد از اين مورد بحراني آگاه باشد.

7- استفاده از خدمات مشاور
اين خطوط راهنما تعريف مي نمايد که چگونه خدمات مشاوره بايد براي تحقق سيستم مديريت کيفيت به کار گرفته شوند .به عنوان مثال تعريف اهداف و نيازمندي ها، ارزيابي اوليه، طرحريزي، طراحي و توسعه، آموزش، پياده سازي و بهبود.
ايزو 10019 همچنين توصيه مي نمايد که سازمان به منظور جلوگيري از بروز شرايط ناخواسته و ناخوشايند قبل از شروع فعاليت هاي مشاوره، قراردادي را با مشاور سيستم مديريت کيفيت منعقد نمايد.اين قرارداد بايد به طور شفاف دامنه ي کاري (شامل ستانده ها) را مشخص نمايد، زمان بندي واقعي داشته و براي سازمان مقرون به صرفه باشد.اين خطوط راهنما همچنين توصيه مي نمايد که وقتي قرارداد منعقد مي گردد فعاليت هاي ذيل بايد بااهميت تلقي شوند.
الف) تنظيم اهداف توافق شده قراردادي به گونه اي که (SMART)مشخص، قابل اندازه گيري، دست يافتني، واقعي و داراي محدوده ي زماني باشند.
ب) تنظيم مفادي در قرارداد با جزييات توافق شده از نظر رويدادها ، خروجي ها و ارتباط طرح با تمامي ذينفعان آن.
ج) شناسايي نيازهاي آموزشي کارکنان مرتبط آن چنان که آن ها بتوانند سيستم مديريت کيفيت را ارزيابي، نگهداري و بهبود دهند.
د) پياده سازي طرح و پيروي آن، پايش و ارزيابي اثربخشي آن و پياده سازي اقدامات مرتبط در موارد مقتضي،
ه) حصول اطمينان از اينکه رويدادهاي توافق شده برآورده مي شوند يا مجددا قابل تعريف هستند،
و) تعريف فرايندي به منظور تاييد پيامدهاي قرارداد .
پيوست الف در ايزو 10019 مثالي از فرايند تحقق سيستم مديريت کيفيت را تشريح مي نمايد و مسئوليت هاي دست اندرکاران شامل مشاور، مدير ارشد سازمان ونماينده مديريت را براي هر مرحله فرايند مشخص نموده است.
خلاصه آنکه ايزو 10019يکبار و براي هميشه، تمام جنبه هاي ضروري که ممکن است بين سازمان و مشاور سيستم مديريت کيفيت باعث عدم درک متقابل گردد را تشريح مي نمايد. همگي نکات مطرح شده با اهميت بوده و بيانگر آن است که مشارکت و تعهد مديريت ارشد سازمان و انتخاب درست يک مشاور ذيصلاح عوامل کليدي موفقيت سيستم مديريت کيفيت به شمار مي روند.


8- فهرست نيازمندي هاي ايزو 10019
فهرست نيازمندي هاي اولين ويرايش خطوط راهنماي ايزو10019 تحت عنوان \\\\\" خطوط راهنما براي انتخاب مشاورين سيستم مديريت کيفيت و استفاده از خدمات آنان\\\\\" که در تاريخ 15/1/2005 منتشر شده است به شرح ذيل مي باشد:
1- هدف و دامنه کاربرد
2- مراجع استاندارد
3- واژگان و تعاريف
4- انتخاب يک مشاور سيستم مديريت کيفيت
4-1- ورود به فرايند انتخاب
4-2- معيارهاي صلاحيت مشاور
4-3-ملاحظات اخلاقي
5- استفاده از خدمات مشاور سيستم مديريت کيفيت
5-1- خدمات مشاور
5-2- قرارداد خدمات مشاوره
5-3-ملاحظات سودمند خدمات مشاوره
پيوست الف – فعاليت هاي عمومي مشاورين سيستم مديريت کيفيت
پيوست ب- ارزيابي مشاورين سيستم مديريت کيفيت
کتابشناسي


فوائد و محدوديتها:

سيستمهاي مديريتي در چه سازمانهايي مي تواند مفيد باشد ؟

1- سازمانهايي که مديريت ارشد آن ، به سيستم اعتقاد دارد و مطمئن است که اينگونه سيسستمها مي تواند با دادن نظم به امور ، کارها را راحتتر کند .
2- سازمانهايي که تنها و تنها بدنبال دريافت گواهينامه براي بازار نيستند .
3- سازمانهايي که مي خواهند جهت اهداف خود در راستاي کيفيت ، . . . برنامه ريزي نمايند .
4- سازمانهايي که مي دانند بقاء آنها بسته به مشتريان ، پرسنل و جامعه است .

فوائد سيستمهاي مديريتي :

- حذف شدن فرآيندهاي زائد در صورت وجود
- مشخص شدن مسئوليتها و اختيارات هر سمت
- تبيين شفاف مقاصد مديريت
- روشن شدن جايگاه هر فرد در سيستم ( کار فرد چه اهميتي در سيستم دارد )
- مشخص شدن نحوه و پريود گزارش دهي و گزارش گيري ( آگاهي بصورت on line )
- تعيين روشهاي تجزيه و تحليل گزارشات جهت رسيدن به علل ريشه اي و اولويت بندي منابع لازم
- رسيدن به خواسته هاي سازمان در طول يک پروژه کوتاه مدت ( بسيج همگاني ) و سپس بهبود آنها
- تعيين اهداف بصورت سيستماتيک و برنامه ريزي جهت انجام آنها
- چارچوب دادن به اموري از قبيل خريد ، فروش ، انبار ، توليد و ارائه خدمات ، آموزش ، تعمير و نگهداري ، بايگاني و آرشيو ، کنترل کيفيت و . . .
- شناسايي سيستماتيک نقاط ضعف و قوت سازمان مبتني بر اطلاعات معتبر
- بطور کلي جايگزيني چراغ راهنمايي بجاي پليس




معايب سيستمهاي مديريتي :
شايد بتوان گفت که سيستمهاي مديريتي به خودي خود مشکلي ندارند ، ولي نحوه پياده سازي و استفاده از آنها است که مشکلاتي را براي سازمان بوجود مي آورد :
- سيستمهاي مديريتي بگونه اي هستند که در صورتيکه در يک سازمان با توجه به عملکرد سازمان ، بدرستي پياده نشوند نه تنها فايده اي براي سازمان ندارد بلکه ، کاربران را با دنيايي از مشکلات روبرو مي سازد .
اين مساله وقتي پيش مي آيد که مشاور بدون کمک و هماهنگي سازمان ، سيستمي را طراحي و جهت اجرا به سازمان ارائه نمايد و سازمان بدون بررسي کامل سيستم ، آن را بپذيرد.
راهکار عملي جهت بوجود نيامدن مساله فوق ، تشکيل کميته راهبري و همکاري اين تيم با مشاور مي باشد .
- مشکل دومي که ممکن است در پياده سازي اينگونه سيستمها بوجود آيد ، اين است که سيستم ، قائم به شخص يا گروه خاصي از کارکنان سازمان باشد مثلا مشاور ، نماينده مديريت ، کميته راهبري و . . . ، در اينگونه سازمانها اين شخص يا گروه خاص يا بايستي وظايف سيستمي تمامي کارکنان سازمان را در طول سال انجام دهند و يا در پريودهاي زماني خاصي ، کليه مدارک و مستندات سيستم را بروز نمايند .
در اينگونه موارد اکثر افراد ، اظهار مي دارند که علاوه بر وظايف خود ، کارهاي مربوط به ISO را نيز انجام مي دهيم .
راهکار عملي که جهت اين مساله پيشنهاد مي گردد ، درگير نمودن کليه کارکنان سازمان و فرهنگ سازي توسط کميته راهبري مي باشد .
- مساله ديگري که در اينگونه پروژه ها ممکن است با آن روبرو شد ، اين است که مستند سازي سيستم مربوطه متناسب با گستره فرآيندهاي سازمان يا صلاحيت کارکنان نباشد ، در اين موارد اکثر سازمانها از زياد شدن کاغذبازي شکايت مي کنند .
تنها راهکاري که مي تواند باعث شود اين مساله بوجود نيايد ، درک صحيح از واژه مستند سازي در استاندارد است ، يعني سازمان بايستي بتواند تشخيص دهد که در چه مواردي نياز به مستند کردن هست و در چه مواردي پياده سازي و يا اجراي سيستم نيازي به مستندات ندارد .
همچنين نحوه مستند سازي در يک سازمان بسيار مهم است ، چرا که ممکن است حجم زيادي از مستندات کارايي زيادي در مجموعه نداشته باشند و در عوض وجود يک فرم يک صفحه اي بسياري از مشکلات سازمان را حل نمايد .
- يکي ديگر از مهمترين اشکالاتي که در پياده سازي سيستمهاي مديريتي پيش مي آيد ، فراموش کردن هدف است . بدين صورت که در طول پروژه اين مساله توسط مشاور و يا سازمان فراموش مي شود که هدف از پياده سازي سيستم چه بوده است و همين مساله باعث مي شود ، گاه تا پايان پروژه مسير اشتباهي طي شود . مثلا گاهي پيش مي آيد که براي پوشش دادن يک الزام استاندارد ، مدت زيادي صرف مي شود تا يک سيستم خاص مثلا برنامه ريزي توليد و يا آموزش در سازمان طراحي و پياده شود و پس از استقرار سازمان تازه متوجه مي شود که اين سيستم جديد کارايي ندارد يا قابل استفاده نيست .
پيشنهاد مي گردد براي پيش نيامدن اين مساله ضمن اينکه بايستي به مشاور وقت کافي براي فاز شناخت از مجموعه داد ، سعي شود حتي الامکان سيستم موجود با استاندارد مورد نظر مقايسه شده و براي آغاز کار حتي المقدور سيستم جديدي جايگزين نشود و اين قسمت از کار را بعنوان بهبود مستمر در گامهاي بعدي انجام داد ، اما اين بدين معني نيست که سازمان در بوجود آمدن هر سيستم جديدي مقاومت کند .
- يکي از مواردي که اگر بدرستي انجام نگيرد ، سيستم مديريت عملا کارايي و اثر بخشي خود را از دست مي دهد ، اجرا نکردن فرآيندهايي از قبيل مميزي داخلي ، اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه و بازنگري مديريت مي باشد که اين موارد فقط و فقط بدست سازمان و با پيگيريهاي نماينده مديريت امکان پذير خواهد شد .

مديران و نمايندگان مديريت در پياده سازي اينگونه سيستمها با چه مشکلاتي روبرو مي گردند ؟

- عدم وجود گانت چارت پروژه براي مشاور و سازمان ، مشکلات عديده اي بوجود مي آورد و حتي ممکن است پروژه به درازا کشيده و براي هر دو طرف خسته کننده شود بطوريکه انگيزه خود را از دست بدهند .
- پرسنل سازمان در برابر هرگونه تغيير از خود مقاومت نشان مي دهند که براي اين مساله بهتر است علاوه بر فرهنگ سازي مناسب از کمک آنها در پياده سازي سيستم استفاده شود و اگر مقدور نيست حداقل يک نماينده از کارکنان که چهره اي موجه در بين آنها دارد درگير پروژه شود .
- در بعضي از مواقع کاربران سيستم از اهميت کاري که انجام مي دهند آگاهي کافي ندارند و اين باعث مي شود اختلالاتي در اجراي اثر بخش سيستم بوجود آيد . حتي اگر لازم است بايستي تک تک افراد توجيه گردند که چقدر کارشان مهم است .
- در بعضي سازمانها مديريت و يا نماينده وي جهت پيشبرد پروژه به پرسنل خود و يا حتي کميته راهبري ، وعده هاي واهي مي دهند ، پيشنهاد مي گردد با کارکنان خود روراست باشيم .
- بعضي از نمايندگان مديريت ، براحتي نمي توانند به پرسنل سازمان اعتماد کرده و اموري را به آنها محول کنند ، بدين ترتيب تمامي کارها را خود به تنهايي به عهده مي گيرند و در اواسط پروژه بسيار خسته مي شوند .
- بعضي از سازمانها با مشاور خود روراست نمي باشند و يا از بيان اشکالات خود بيم دارند ، در اينگونه موارد براي شناسايي يک مساله بسيار زمان صرف مي گردد و يا سيستم بصورت اشتباه طراحي مي گردد .
- سازمانهايي وجود دارند که تا زمان مميزي نهايي ، پرسنل آنها از پياده سازي سيستم مديريتي در سازمان خود خبر ندارند ، پيشنهاد مي گردد با تشکيل جلسات همگاني ، نصب اطلاعيه و شعارهاي کيفي و . . . کارکنان را در جريان قرار دهيد .

فايل ضميمه :

اطلاعات تماس : تلفن : 11-66550410-021      ايميل : info@frsaba.com      پيام كوتاه : 09124339601

FRSABA.COM