ايميل رمز عبور
عضويت

نقش همسران در بهره وري

نقش همسران در بهره وري
معناي عمومي بهره وري « گرفتن بهترين نتيجه از شرايط موجود » است و اکثر شرکتها و سازمانها براي ارتقاء بهره وري هزينه هاي زيادي مي پردازند و از هيچ تلاشي دريغ نمي کنند.
از طرفي اصلي ترين رکن بهره وري ، انسان ها هستند. چرا که ماشين آلات ، سيستم ها، تکنولوژي و ......... بخودي خود و بدون افراد نميتوانند اثربخشي لازم را داشته باشند.
امروزه تمام مديران موفق ، بر اين عقيده اند که « فرد» بعنوان يکي از مهمترين اجزاي سيستم مي تواند در افزايش بهره وري سازمان نقش بسزايي داشته باشد .
اما زماني که فردي در يک سازمان مشغول فعاليت مي گردد ، نيروهاي مختلف و متعددي در کارائي وي نقش دارند که يکي از مهمترين اين فشارها ، فشارهاي خانوادگي مي باشد. فردي که در کنار خانواده خود احساس آرامش مي نمايد ، مطمئناٌ از بهره وري بيشتري برخوردار است .
در اين ميان همسر است که ميتواند اين احساس آرامش را در خانواده بوجود آورد و اينگونه سهم خود را در قبال خوشبختي و رضايت خانوادگي و از اين طريق در قبال جامعه بپردازد.
متاسفانه آموزش هاي مناسب و منسجمي براي خانواده ها ارائه نميگردد و اکثر همسران نمي دانند چه نقش و چه تاثيري در روند و بهبود شرکت ها ، سازمان ها و ارگان هاي کشورمان دارند. بويژه در روزگار کنوني که تشکيل خانواده از حالت سنتي خود در آمده و توقعات طرفين از يک زندگي مشترک تغيير کرده است .
پس از سالها مشاوره به مديران و تحقيق و مطالعه علوم روانشناسي و تلفيق آن در مديريت ، 8 اصل را جمع بندي نمودم .
اين 8 اصل در ظاهر بسيار ساده بنظر ميرسد ، اما عمل به آن باعث کاهش بسياري از تنشها و رنجشهاي خانوادگي ميگردد.
رعايت اين اصول باعث ميگردد همسران ما در محيط کاري خود با آرامش و دقت بيشتري به فعاليت پرداخته و روند رو به رشدي را در پيش گيرند که اين منجر به افزايش بهره وري در سازمانها و در نهايت بهبود وضع اقتصادي کشور و رفاه عمومي خواهد شد.


اصل اول : مسئوليت وضعيت فعلي را « من» مي پذيرم
اصولا ما انسان ها بطور غريزي وقتي با مساًله يا مشکلي مواجه مي شويم، تقصير را در ديگران جستجو مي کنيم. اگر به بحث و جدلهاي خانوادگي نگاه کنيد در مي يابيد که در اکثر اوقات ، طرفين در حال ثابت کردن اين موضوع هستند که « تقصير تو بود » يا اگر تو آنگونه نميگفتي من هم چنين نمي کردم و .......
مشکل از آنجا شروع مي شود که ما تا وقتي خود را مقصر نمي دانيم ، هيچ اقدامي جهت رفع آن انجام نمي دهيم و دائماٌ منتظريم تا طرف مقابل خود را اصلاح نمايد .
در حاليکه مي توانيم ديدگاه خود را تغيير دهيم و از امروز اينگونه بينديشيم که هر جا تنشي در خانواده رخ داد ، من چه تاًثيري در جهت رفع آن مي توانم داشته باشم ؟اين ديدگاه زماني مي تواند بوجود آيد که شما بعنوان يک فرد بالغ ، بتوانيد مسئوليت شرايط موجود و وضعيت فعلي خانواده را بپذيريد .

اصل دوم : حفظ مرزها و چارچوبها
خانواده ها از دو جنبه مي بايد براي زندگي مشترک، مرزها و چارچوب هائي را رعايت نمايند :
الف ) تعيين مرز و چارچوبي براي دور شدن از هم
زندگي مشترک همانند زاويه اي مي ماند که از دو خط تشکيل شده است ، اين دو خط از يک نقطه با هم رسم مي شوند و ادامه مي يابند ولي پس از مدتي فاصله آنها از يکديگر زياد مي شود . دختر و پسري که بر اساس يکسري نقاط مشترک زندگي خود را شروع مي کنند نيز پس از مدتي آنچنان غرق در روزمرگي مي شوند که اين نقاط مشترک از خاطرشان مي رود و پس از گذشت زمان اگر دور شدنشان را از هم کنترل ننمايند، روز به روز اين فاصله بيشتر مي گردد تا جائيکه ممکن است نسبت به هم بيگانه شوند .
توصيه مي کنم براي جلوگيري از اين اتفاق ، براحتي و بدون استرس ، احساسات خود را به طرف مقابل بگوئيد .
تلمبار شدن احساسات باعث مي گردد ما توقعمان از طرف مقابل بيشتر شده و از او فاصله بگيريم.
همچنين مي توانيد زمان هايي را مشخص کنيد تا دوباره از ابتدا شروع نمائيد مثلاٌ براي ازدواج خود بجاي سالگرد ، ماهگرد بگيريد . يک جشن کوچک ترتيب دهيد و در آن بدون گله و بيان توقعات ، تنها و تنها يکديگر را ببخشيد و رنجش ها را فراموش کنيد .
ب ) تعيين مرز و چارچوبي براي صميميت و نزديک شدن به هم
برخي از افراد بر اين باورند که براي اينکه به طرف مقابل ثابت کنند چقدر دوستش دارند ، بايد در تمام مسائل « يکي » شوند بويژه در زندگي هاي امروزي اين اتفاق بيشتر مشاهده مي گردد . اما هر انساني براي حفظ شخصيت خود و داشتن وقار لازم نيازمند يک حريم شخصي مي باشد و اگر آنرا تعيين و رعايت نکند پس ازمدتي حس استقلال خود را از دست داده و تنش هاي بزرگتري را براي خود و طرف مقابلش ايجاد مي نمايد .
در هر صورت صميميت در خانواده با صميميت در دوران مجردي و بين دوستان متفاوت است . خانواده هايي که حريم شخصي هر يک از طرفين در آنها مشخص شده باشد ، حرمت و تقدس خانواده نيز در آنها مشخص است و مثلاٌ در بزرگترين جر و بحثها نيز هيچ يک از دو طرف از حد مشخص شده پا فراتر نمي گذارد .


اصل سوم : توجه کردن
تحقيقات نشان مي دهد توجه کردن حتي اگر منفي باشد از بي تفاوتي بسيار بهتر است . همسرتان بايد احساس کند که شما وجود داريد.
خانواده هاي زيادي را ديده ام که با افتخار عنوان مي کنند ، ما کاري به هم نداريم و هر يک درگير گرفتاريهاي خود هستيم . به نظر نمي آيد عنوان خانواده براي اين دسته ، عنوان بامسمايي باشد .
اين هنر شماست که بفهميد همسرتان به چه نوع توجهي نياز دارد و چه خدمتي در اين رابطه ميتوانيد به وي ارائه نمائيد .
حتي اين وظيفه شماست که براي فرار از روزمرگي ، براي خوشحال نمودن همسرتان ، برنامه ريزي داشته باشيد .
همين امروز تصميم بگيريد او را خوشحال کنيد . آيا مي دانيد او از چه خوشحال خواهد شد ؟ آيا فکر مي کنيد حتماٌ براي خوشحال کردنش بايد کادو بخريد ؟ در هر شرايطي و با وجود تمام مسائل سعي کنيد هفته اي يکبار او را خوشحال و يا به قول امروزيها سورپرايز نمائيد .

اصل چهارم : حس مفيد بودن را القاء نمائيد
يکي از قشنگ ترين احساسات آدمي ، احساس مفيد بودن و موًثر بودن است . افرادي که مي دانند براي خانواده ، سازمان ، کشور و جامعه شان چقدر مفيدند و چه تاًثيري دارند ، افراد شاد تر و کاراتري هستند و در مقابل کساني که نمي توانند چنين حسي داشته باشند ، بيشتر دچار افسردگي و پريشاني و عذاب وجدان مي گردند .
بعنوان همسر مي بايست ابتدا چنين حسي را در خود پرورش داده و سپس تمرين کنيد تا بتوانيد اين احساس را در ديگران و بويژه در همسرتان بوجود آوريد .
آشتي دادن ديگران با خودشان ، هنري است که اگر آنرا بياموزيد ، روزگاري بسيار شيرين و شاد خواهيد داشت . اگر کمي دقت کنيد در مي يابيد که اکثر ما انسانها نا خواسته با رفتارمان ، گفتارمان و يا حتي نوع نگاه و لحن حرف زدنمان به ديگران عذاب وجدان مي دهيم و آنها را وادار ميکنيم تا از خودشان بدشان بيايد .
بيائيد از همين لحظه تمرين کنيم تا به همسرمان بگوئيم و يا نشان دهيم که چقدر براي ما و براي خانواده مان مفيد و موثر است .




اصل پنجم : در ک تفاوت ها
اين اصل از کتاب « مردان مريخي ، زنان ونوسي» نوشته دکتر جان گري برگرفته شده است .
زن و مرد با هم متفاوتند و اين يک موهبت الهي است اما بسياري از خانواده ها بجاي استفاده درست و مناسب از اين تفاوت ها ، آن را باعث رنجش و بحث و جدل مي دانند .
در اين جا چند نمونه از اين تفاوت ها را برايتان نقل مي کنم تا مشاهده کنيد آگاهي از اين تفاوت ها چقدر برايتان مي تواند جذاب باشد .
توصيه مي کنم کتاب مذکور را مطالعه فرمائيد .
- اغلب مردان زماني که با همسرشان به يک مرکز خريد مي روند احساس خوبي ندارند، چرا که مردان نتيجه گرا هستند. آنها اينگونه فکر مي کنند که اگر به يک مرکز خريد مي رويم بايد از قبل بدانيم که چه چيزي مي خواهيم بخريم ، دقيقاً برويم به مغازه مورد نظر ، خريد را انجام دهيم و برگرديم. آنها فکر مي کنند که براي قدم زدن و با هم بودن بايد به پارک برويم نه به مرکز خريد. اين در حالي است که زنان دوست دارند در کنار مردشان به تماشاي مغازه ها بپردازند.
- زنان وقتي با مساله اي روبرو مي شوند و يا خسته مي شوند دوست دارند راجع به آن حرف بزنند و حتي راجع به مسائل ديگري صحبت کنند در حاليکه مردان در اينگونه موارد دوست دارند با خودشان خلوت کنند وتنها باشند.
- زنان دوست دارند وقتي راجع به مساله اي صحبت مي کنند شما دقيق گوش دهيد و دائماً راه حل ندهيد ، اين در حاليست که مغز مردان براي حل مشکلات طراحي شده و ناخودآگاه دائماً حرف همسرشان را قطع کرده و راه حلي ارائه مي دهند.
- مردان دوست دارند بعد از ساعات کاري زماني که به خانه مي رسند ، با ديدن تلويزيون و يا خواندن روزنامه و . . . استرس روزانه خود را کاهش دهند در حاليکه در همان لحظات زنان دوست دارند براي رهائي از فشار روزانه با شوهرشان صحبت کتتد.
- و بسياري ديگر از اين قبيل که متاسفانه در خيلي از مواقع عدم آگاهي از آن ، باعث تنش هاي خانوادگي مي گردد.


اصل ششم : رفتارهاي مشابه ، نتايج مشابهي دارند

خانواده هاي بسياري را ديده ام که از جدال هاي تکراري خود گله مندند . با کمي دقت در مي يابيم که تا زماني که ما خودمان را تغيير ندهيم ، نتايج مشابه و يکساني در انتظارمان خواهد بود . يکي از مهمترين وظايف مغز، نگه داشتن شما در وضعيت فعلي است اکثر افراد بارها تصميم گرفته اند روند زندگي و يا برخي از رفتارهاي خود را تغيير دهند و در اغلب موارد موفق نبوده اند . اکثراً سعي مي نماييم همه چيز را تغيير دهيم بجز خودمان را .
آيا فکر نمي کنيد با تغيير نگرشهايمان ، قادريم دنيا را آنطور که دوست داريم ، ببينيم؟

اگر بدنبال نتايج متفاوتي هستيد :
- افکارتان را عوض کنيد.
- ذهنيت هاي خود را تغيير دهيد.
- باورهاي خود را به چالش بکشيد.
- تغيير را از خودتان شروع کنيد.
- روي مسائل کوچک تمرين نمائيد.
- همين امروز آغاز کنيد.


اصل هفتم : قدردان هم باشيم
يکي از نشانه هاي بلوغ اجتماعي ، تشکر کردن و قدر داني نمودن است . شکر نعمت ، نعمت افزودن کند.
داشتن زبان تشکر ، انسان را دوست داشتني و بزرگ منش جلوه مي دهد. هميشه اين نکته را مد نظر داشته باشيد، که با تشکر به طرف مقابل مي گوئيد چه کاري يا چه برخوردي براي شما مهم و با ارزش است . شما با نحوه قدرداني تان مي توانيد طرف مقابلتان را مديريت نمائيد بعبارتي به وي بفهمانيد چه توقعاتي از وي داريد . تشکر نوعي پاداش است و کودک درون افراد را فعال مي سازد . اما در تشکر کردن ، نکات زير را رعايت نمائيد :
- طرف مقابل دقيقاً بايد بداند از چه بابت از وي تشکر مي نمائيد.
- قدرداني کردن نبايد بصورت يک عادت در بيايد.
- براي کارهاي مختلف از روشهاي متفاوت براي تشکر کردن استفاده نمائيد.

اصل هشتم : عشق بورزيد
عشق، مفهومي است که تاکنون ذهن بسياري را بخود معطوف کرده ، کتابها نوشته شده و داستانها و اشعار زيادي گفته شده، فيلمهاي بسياري ساخته شده و .... و شايد بتوان گفت عشق مفهومي ملکوتي و عرفاني دارد. اما من در اينجا مي خواهم از عشق زميني صحبت کنم . عشقي که براي شروع زندگي مشترک و بقاي آن لازم است. اين عشق را مي توان مهارتي آموختني دانست ، همانطور که اريک فروم در کتاب « هنر عشق ورزيدن » مي گويد . آري! عاشق پيشگي هنري است آموختني. آيا تاکنون ديده ايد آدمهايي که عاشق همه چيز هستند؟! عاشق مردم، عاشق تابستان ، عاشق زمستان ، عاشق شغلشان، . . .
آنها ذهن خود را اينگونه تربيت نموده اند ، آنها خوشبختي خود را شرطي نمي کنند و تحت هر شرايطي احساس رضايت از خويش را بوجود مي آورند ، آنها انسانهايي آرام و دوست داشتني به نظر مي رسند.
اکثر زندگي هاي زناشويي ، با عشق شروع مي شود ولي در بسياري از موارد ، اين عشق دستخوش مرور زمان شده و کمرنگ مي شود چرا که معمولاً زن و مرد نمي دانند که نيازهاي احساسي متفاوتي دارند. در نتيجه نمي دانند چگونه به هم ابراز محبت کنند. زن و مرد هريک محبتي را به همسرشان ارائه مي دهند که خودشان دوست دارند آنرا دريافت کنند. شوهري را مي شناختم که براي همسرش ماشين خريده اما زن از وي توقع داشت در شستن ظرفها به وي کمک نمايد.
زن و مرد بايد بدانند که همسرشان نيازهاي عشقي متفاوتي دارد. در ادامه چند نمونه از نيازهاي عشقي مردان و زنان که از کتاب « مردان مريخي ، زنان ونوسي » برداشت شده را مي آورم :
- زن به توجه نياز دارد و مرد به اعتماد
- زن نيازمند درک و مرد نيازمند پذيرش است
- زن به احترام و مرد به قدرداني نياز دارد
- زن به عشق ورزي و مرد به تحسين نياز دارد
- زن به اعتبار نياز دارد و مرد به تائيد
- زن به قوت قلب نياز دارد و مرد به تشويق
دوستان من ، زندگي بسيار دلپذير و زيبا مي شود وقتي بدانيم نقش و ماموريت ما در اين زندگي چيست ؟
خوشبختي و احساس آرامش تنها و تنها به تصميم من و شما بستگي دارد.


رضا جوشن
مديرعامل شرکت فراروش صبا



اطلاعات تماس : تلفن : 11-66550410-021      ايميل : info@frsaba.com      پيام كوتاه : 09124339601

FRSABA.COM