ايميل رمز عبور
عضويت

الوين تافلر ( آينده نگرترين آينده نگرها )

آلوين تافلر به عنوان يکي از پيشگامان جهاني تغيير و تحول شناخته مي‌شود. او با وسواس زيادي همواره از نگارش کلماتي همچون «روند» و «پيش‌بيني» در نوشته‌هايش اجتناب مي‌ورزد و بر اين نکته اصرار مي‌کند که هيچ کس به درستي نمي‌تواند بگويد که در آينده چه اتفاقي رخ خواهد داد. کار ويژه‌ توفلر ارايه‌ مفهومي از اثرات تغيير است. اين امر‌ ريشه در دانايي، فن‌آوري، هنر و توانايي برخورد با نتايجي است که زماني حاصل مي‌شوند که تغييرات پيچيده‌ تکنولوژيکي و اجتماعي بر نگرش‌ها و منافع گسترده تاثير مي‌گذارند.

1928 تولد
1965 بکارگيري عبارت «شوک آينده» در مقاله‌اي به نام افق
1970-1969 کار به عنوان مشاور در شرکت At&T
1970 انتشار کتاب شوک آينده
1977 ايجاد مؤسسه‌ آينده‌ جايگزين به همراه کلمن بزولد و جيمز ديتور
1980 انتشار کتاب موج سوم
1986 کمک به ايجاد شرکت ايسيک – کول به عنوان نخستين سازمان غير کمونيستي و غير دولتي در شوروي سابق
1990 انتشار کتاب تغيير قدرت
1993 انتشار کتاب جنگ و ضد جنگ
1996 ايجاد انجمن توفلر به عنوان يک بنگاه مشاوره‌ مديريت

زندگي و دوره‌ شغلي
آلوين تافلر در سال 1928 متولد شد. اگر چه او مسافرت‌هاي زيادي داشته است اما تمام تحصيلات و تجارب کاري او در داخل ايالات متحده صورت گرفته‌اند. او استاد مهمان در بنياد راسل سيج ، استاد مهمان در دانشگاه کورنل ، عضو هيات علمي دانشکده‌ جديد تحقيقات اجتماعي و يک مشاور بسيار موفق کسب و کار بوده است. او داراي چندين مدرک افتخاري است و کتب او جوايز بسياري کسب کرده‌اند.
بخش اعظم کارهاي تافلر همراه با همسرش يعني هايدي خلق شده‌اند – اين اولين نکته‌اي است که او هميشه بدان اشاره مي‌کند. آنها داراي مشارکتي بسيار برجسته هستند: هر دوي آنها در دانشگاه نيويورک زبان انگليسي خوانده‌اند و سپس به يک زندگي کولي‌وار پرداختند و پس از جنگ به روستاي گرينويچ رفتند که در آنجا استعداد خود در سراييدن شعر و نگارش رمان را بروز دادند.
تافلر که در ابتدا قصد نداشت يک دانشمند بشود، در سنين جواني متوجه ارزش علم و فن‌آوري در جهان مدرن شد و در نتيجه دوره‌اي را در مورد تاريخ فن‌آوري گذراند.
تافلر سال‌ها وفت خود را صرف روزنامه‌نگاري کرد و مطالب خود را در بسياري از نشريات سياسي، علمي و اقتصادي آن دوران نوشت. در سال 1960، او دعوت‌نامه‌اي از شرکت آي‌بي‌ام دريافت کرد تا مطلبي را در مورد مضامين بلند مدت اجتماعي و سازماني رايانه بنويسد که همين موضوع او را با فن‌آوري‌هاي پيشرفته آشنا کرد. همين موضوع باعث شد که مطالب زيادي درباره‌ تغيير بنويسد که امروزه معروف‌ترين مطالب ذکر شده در باب اين موضوع در سطح جهان هستند. کتاب موج آينده که نخستين کتاب ارزشمند درباره‌ تغيير است، تنها اندکي پس از تکميل مقاله‌ آي‌بي‌ام، نوشته شد.

تفکر کليدي
اگرچه او کتب زياد و مقالات بي‌شماري منتشر کرده اما فلسفه‌ او و عقايد کليدي او در سه کتاب خلاصه شده‌اند: شوک آينده (1970)، موج سوم (1980) و تغيير قدرت (1990). هر يک از اين سه گانه کاري ارزشمند در نوع خود به شمار مي‌رود اما آنها در کنار هم نشانگر عقايد تافلر درباره‌ تغيير به عنوان جرياني بي‌پايان هستند.
تافلر ديدگاه خود در مورد اين سه‌گانه را چنين بيان مي‌نمايد: «موضوع اصلي، تغيير است يعني آنچه که در قبال افراد و در زماني رخ مي‌دهد که کل جامعه‌ آنها خود را به سمت چيزي جديد و غيرمنتظره تغيير مي‌دهد. شوک آينده به فرآيند تغيير مي‌پردازد – چگونه تغيير بر افراد و سازمان‌ها تاثير مي‌گذارد. موج سوم بر مسيرهاي تغيير متمرکز است – تغييرات امروز با ما چه مي‌کنند. تغيير قدرت به کنترل رخ دادن تغييرات مي‌پردازد -– چه کسي و چگونه تغييرات را شکل مي‌دهد.»
علاوه بر ارايه‌ تحليلي جامع از تغيير و بسياري از مشکلات و چالش‌هايي که به دنبال دارد، اين سه گانه مملو از اميدواري است. اين کتاب‌ها استدلال مي‌نمايند که تغيير سريع در پيرامون ما آن گونه که به نظر مي‌رسد، تصادفي يا بي‌نظم نيست بلکه الگوها و عواملي شناخته شده در وراي آنها وجود دارند که باعث مي‌شوند ما به شکلي «استراتژيک» به مقابله با تغييرات بپردازيم و از واکنش‌هاي خطرناک به رخدادهايي که با آنها مواجه مي‌شويم، بپرهيزيم.

سه گانه: شوک آينده
تافلر توضيح مي‌دهد که تاثير تغييرات به سرعت رخ مي‌دهند و از همين جا بود که عبارت شوک آينده وارد واژگان جهان شد و هم اکنون به شکلي گسترده از آن براي تشريح سردرگمي، ابهام و از دست رفتن توانايي تصميم‌گيري استفاده مي‌شود که بر افراد، گروه‌ها و کل جامعه در زماني تاثير مي‌گذارد که آنها تحت سيطره‌ تغيير درآمده‌اند.
تافلر در پيش‌گفتار کتاب تغيير قدرت مي‌نويسد: «تاريخ پيامدهاي خاص خود را دارد که مستقل از مسير حقيقي تغيير هستند. رخدادها و واکنش‌هاي سريع، اثرات خاص خود را دارند چه اين تغييرات خوب تلقي شوند و چه بد.»
شوک آينده سي سال پيش نوشه شده و هم اکنون مي‌توان از آن براي سنجش پيش‌بيني‌هاي تافلر استفاده کرد. آنچه که ما دريافتيم قابل توجه است: او فروپاشي خانواده‌ هسته‌اي، انقلاب ژنتيک، فروپاشي جوامع، از سرگيري تاکيد بر تحصيلات و افزايش اهميت دانش در جوامع را پيش‌بيني کرده بود.

موج سوم
شايد بتوان گفت که اين کتاب نمايانگر مهم‌ترين نظريه‌ توفلر است که «موج سوم» را به دو موج بزرگ ديگر در توسعه‌ بشر افزوده است.
اولين موج شامل کشاورزي و تحولات انساني از شکارچيان به افراد ساکن شده در مزارع است. اين کار انسان را از تلاش دايم براي امرار معاش رها ساخت و ثبات و امنيت لازم براي توسعه‌ فنون و فن‌آوري‌ها که مبناي تمدن امروز هستند را فراهم آورد.
موج سوم، انقلاب صنعتي است که دربرگيرنده‌ حرکت به سمت روش‌هاي توليدي و سازماندهي نيروي کار است که جهان صنعتي مخلوق آن است. بهره‌برداري از مواد اوليه، توليد انبوه و کاربرد فزاينده‌تر فن‌آوري، رفاه و سعادت را براي کشورهايي به دنبال داشته که از عهده‌ تغييرات لازم برآمده بودند.
موج سوم تافلر، تحولي پس از دوران صنعتي و مبتني بر اطلاعات است که به گفته‌ او در دهه‌ 1950 آغاز شده است.
در موج سوم، تافلر يک پيش‌بيني غير عادي را در مورد اثرات عميق تکنولوژي و بيوتکنولوژي در اقتصاد و همچنين تغييراتي که ما هم اينک مي‌توانيم در روش‌هاي توليدي، بازاريابي و الگوهاي کاري شاهد باشيم، بيان داشت. او توجه زيادي به پيش‌بيني توسعه‌ بازاريابي و افزايش قدرت مصرف‌کننده معطوف داشته بود. او حتي واژه‌اي جديد (prosumer) را ابداع کرد که ترکيبي از توليدکننده (producer) و مصرف‌کننده (consumer) است.
در مقدمه‌ اين کتاب، توفلر درباره‌ تغييرات نامنظم دهه‌ 1960 بحث مي‌کند که فرهنگي از سوسياليسم‌هاي متخاصم و ناسازگار، داده‌هاي تجزيه شده و تحليل‌هاي متفاوت را در پي داشت و فضايي را ترسيم کرده که در آن، همياري نه تنها مفيد بلکه حياتي است. همين نياز به همياري بود که تافلر را نسبت به موج سوم متقاعد مي‌ساخت. تافلر مدعي است که اين کتاب درباره‌ همياري در سطحي کلان است که تمدن قديم را به گونه‌اي تفسير مي‌نمايد که بسياري از ما در آن رشد کرده‌ايم و در عين حال تصويري دقيق و جامع از تمدن جديد که ما در بحبوحه‌ آن هستيم را ارايه مي‌نمايد.
او در ادامه‌ کتابش مي‌نويسد: «جهاني که شاهد ظهور بسيار سريع ارزش‌ها و فن‌آوري‌هاي تازه، روابط ژئوفيزيکي جديد، سبک‌هاي زندگي تازه و روش‌هاي جديد ارتباطي است، نيازمند عقايد، طبقه‌بندي‌ها و مفاهيمي کاملاً تازه و نو است. ما نمي‌توانيم با روش‌هاي ديروز وارد جهان فردا شويم.»



تغيير قدرت
در اين کتاب، که آخرين بخش از سه گانه است، تافلر تجزيه و تحليل اوليه‌ خود را ادامه مي‌دهد و به اين موضوع مي‌پردازد که چگونه افراد، سازمان‌ها و کشورها تحت تاثير تغييراتي قرار دارند. او درباره‌ يک سيستم جديد قدرت مي‌پردازد که جايگزين دوران صنعتي خواهد شد.
واژه‌ «تغيير قدرت» در معنا با واژه‌ «تغيير در قدرت» تفاوت دارد. به گفته‌ تافلر، «تغيير در قدرت» به معناي انتقال قدرت است اما «تغيير قدرت» به معناي تغيير در ذات و ماهيت قدرت است. تغيير قدرت تنها قدرت را انتقال نمي‌دهد بلکه آن را متحول مي‌سازد.
کتاب تغيير قدرت، سه منبع قدرت را به ما يادآوري مي‌کند: زور، ثروت و دانش. همه‌ شرکت‌ها در چارچوبي کار مي‌کنند که تافلر آن را «حوزه‌ قدرت» مي‌نامد و اين سه ابزار قدرت در آن به طور مستمر به فعاليت خود ادامه مي‌دهند. افزايش اهميت دانش که در تمام اين سه گانه به آن اشاره شده، تغييري عميق را در توازن ميان آنها باعث شده است.
کتاب تغيير قدرت هيچ گونه راه‌حل زودهنگامي در مورد مشکلات مرتبط با تغيير ارايه نمي‌دهد. تافلر درباره‌ تلاش‌هاي انجام شده براي حرکت افراد، شرکت‌ها و اقتصادهاي ملي به سمت يک وابستگي تازه به علم و دانش بحث مي‌کند. به اعتقاد او، حتي در صورت حل اين تضادهاي قدرت، باز هم همه‌ مشکلات حل نخواهند شد. او چالش‌هاي بيشتري را در نظر دارد زيرا تفاوت ميان اقتصادهاي «سريع» و «کند» هميشه وجود دارد.

آلوين تافلر در يک نگاه
سه گانه‌ تافلر همچنان تاثيرگذار است و در عين حال بايد توجه داشت که آخرين کتاب از اين مجموعه در سال 1990 منتشر شده است. اشتباه است که فکر کنيم کار تافلر در آن زمان شروع و به پايان رسيده است. مثلاً کتاب سازمان‌هاي سازگار که در سال 1985 منتشر شد، بر مبناي نتايج و يافته‌هاي تافلر در طول کار مشاوره‌ او بين سال‌هاي 1969 تا 1970 براي شرکت At&T بوده است. اين گزارش که مديريت ارشد آن را ناديده گرفته بود، بعدها به متني تاثيرگذار تبديل شد. اين کتاب به موضوعاتي همچون تحول سازماني و تطابق از طريق تمرکز بر نمونه‌ At & T مي‌پرداخت.
کتب و مقالات زيادي پس از اين سه گانه نوشته شده‌اند و پس از انتشار کتاب تغيير قدرت، بيش از پيش از نقش هايدي توفلر قدرداني شده است. آخرين آثار توفلر به صورت مشترک با ديگران نوشته شده‌اند.
کمک آنها به جهان سياست موضوعي است که بسياري از مفسران علم مديريت آن را ناديده گرفته‌اند. بسياري از رهبران مهم اين نظرات را رعايت کرده‌اند و نقش بسزايي در توسعه‌ روابط شرق – غرب داشته‌اند. يکي از مهم‌ترين افرادي که اين نظرات را پذيرفته و تحت تاثير آنها قرار داشت، ميخاييل گورباچف بوده است.
کتب تافلر سر از چين نيز درآورده‌اند و تا پيش از رخ دادن فاجعه‌ ميدان تيانانمن ، تاثير مثبتي بر سياست اين کشور گذاردند. البته هم‌اکنون اين کتاب‌ها در چين ممنوع شده‌اند هر چند که ممنوعيت چنين کتاب‌هايي باعث افزايش فروش آنها مي‌شود.
از ديگر کتب معروف تفلر طي ده سال گذشته مي‌توان به مهم‌ترين آنها يعني کتاب جنگ و ضد جنگ اشاره کرد. اين کتاب که متمرکز بر جنگ است، به اين نکته اشاره مي‌نمايد که تغيير در نحوه‌ اداره‌ کسب و کار که موازي با تحولاتي است که ما در زمان بروز جنگ تجربه مي‌کنيم. همانند بخش‌هاي تجاري و توليدي، بسياري از تغييرات نظامي نيز ماحصل پيشرفت‌هاي حاصله در فن‌آوري اطلاعات هستند. عقايد توفلر در رخدادهايي همچون جنگ خليج فارس به اثبات رسيده‌اند اما مهم‌ترين پيش‌بيني آلوين در مصاحبه‌ او با مجله‌ علوم نوين در مارس 1994 مطرح شد که در آنجا او از ناکافي بودن نيروي نظامي مرسوم در کنترل فعاليتهاي تروريستي سخن گفته بود. براي روشن کردن اين موضوع، او به نقل از يک افسر اطلاعاتي آمريکا گفت که اگر او 20 نفر و يک ميليون دلار پول داشت، مي‌توانست در آمريکا را ببيند. هفت سال بعد، حوادث 11 سپتامبر اعتبار گفته‌هاي او را تصديق کردند.

منبع :برگرفته از مجله ميثاق مديران


اطلاعات تماس : تلفن : 11-66550410-021      ايميل : info@frsaba.com      پيام كوتاه : 09124339601

FRSABA.COM